سرخط خبرها
خانه » مجله موفقیت » روانشناسی » شخصیت شناسی

شخصیت شناسی

تعریف شخصیت

هر فردی دارای شخصیت منحصر به فرد خود می باشد یعنی تقریبا بطور قطع می توان گفت شخصیت هر فرد نیز با شخصیت تمام انسان های دیگر فرق دارد.

در مورد تعریف شخصیت اختلاف نظرهایی بین صاحب نظران وجود دارد.

ولی می توان در تعریف شخصیت به عناصر مشابه زیادی دست یافت. ما قصد تشریح تعاریف مختلف شخصیت را نداریم.

لذا فقط تعریف لغت نامه روانپزشکی، انجمن روانپزشکان آمریکا را در مورد شخصیت می آوریم:

“شخصیت” راه و روش مخصوصی از تفکر، احساس، رفتار فرد، و طرح رفتاری ریشه داری است

که هر فردی، چه بصورت ناخودآگاه و چه بصورت خودآگاه بعنوان روش و سلیقه زندگی یا روش سازگاری با محیط از خود بروز می دهد.

انواع اختلالات شخصیتی

شاید تا کنون با رفتار هایی در دیگران یا حتی در خودتان مواجه شده باشید که به نظرتان غیر طبیعی آمده اند

و شاید هم از خودتان پرسیده باشید که چرا  این رفتارهای خاص بروز می کنند و به این فکر کرده باشید که احتمالا این رفتارها نتیجه ی یک بیماری باشند.

اما به احتمال بسیار زیاد اینها نتیجه بیماری نیستند و دلیل آن اختلالات شخصیتی است که بسیار شایع است.

این اختلالات بیماری نیستند، بلکه بسته به شرایط رشد و زندگی افراد شخصیت آنها دچار این اختلالات شده البته برخی از این اختلالات ریشه ژنتیکی نیز دارند اما قابل رفع هستند.

همانطور که قبلا نیز گفتیم هدف از بیان این نکات فقط و فقط این است که خودمان را بهتر بشناسیم

و در صورتیکه دچار برخی از این اختلالات هستیم تلاش کنیم تا آنها را بر طرف کرده و دارای یک شخصیت سالم باشیم.

اختلال شخصیت پارانوئید (یا شخصیت بد گمان)

از مشخصات اصلی این شخصیت حساسیت زیاد، سوء ظن، عدم اعتماد جدی نسبت به مردم و محدودیت عواطف است.

فرد پارانوئیدسوء ظن زیادی دارد.

اگر کسی دلیلی بر غلط بودن سوء ظن او بیاورد ناراحت می شود، رفتارش مرموز است، همیشه در زندگی در حالت دفاعی می باشد.

از سرزنش و انتقاد اگرچه بجا باشد، ناراحت می شود.

به هیچ کس اعپطمینان ندارد و همواره در انتظار خیانت و ضربه زدن از طرف دیگران است.

همیشه در جستجوی انگیزه ها و مقاصد سوء و توطئه آمیز دیگران بوده، از رفتار عادی دیگران نیز منظور خاص  و بدی احساس می کند.

متعصب و جدی است احساسات و عواطف فرد سالم را ندارد. نمی تواند با دیگران رابطه صمیمی و عاطفی برقرار کند.

رویارویی با فرد پارانوئید

سعی نکنید برای شخص پارانوئید از راه منطق و استدلال اشتباه بودن باورهایش را به او اثبات گنید.

به این خاطر که او هیچ استدلالی را بجز باورهای خودش قبول نمی کند.

و هر استدلالی از سوی شما می تواند سوءظن جدیدی نسبت به شما در ذهن فرد ایجاد کند و شما را نیز بخشی از عوامل بروز مشکلاتش بپندارد.

بطور مثال فرض کنید یک فرد دارای اختلال شخصیتی پارانوئید تصور می کند که همسرش به او خیانت می کند و شما تلاش می کنید به نحوی بی گناه بودن همسر او را به وی اثبات کنید

اینجاست که ممکن است او تصور کند که شما در صدد پنهان کاری خیانت همسر او هستید و یا حتی خود شما در خیانت او نقش دارید و یا  حتی ممکن است تصور کند که خود شما آن خائن هستید.

در بیشتر موارد تلاش برای ایجاد محیطی که عاری از عوامل سوء ظن برانگیز برای شخص دارای این اختلال فایده ای ندارد

زیرا این شخص در هر شرایطی می تواند مواردی برای بدگمان شدن بیابد.

بطور مثال خانمی که شوهرش به او بدگمان بود

، به توصیه یکی از دوستانش مدتی از خانه بیرون نرفت تا شاید سوء ظن شوهرش از بین برود.

اما پس از مدتی شوهرش به او گفته بود که تو حتما به این دلیل از منزل خارج نمی شوی که آن مرد به سراغ تو می آید.

در برخورد با افراد دارای اختلال پارانوئید نکات زیر را به یاد داشته باشید:

۱⃣ از بحث و مجادله و کشمکش با اشخاص پارانوئید پرهیز کنیم و سعی نکنیم افکار و باور های آنها را تغییر دهیم.

۲⃣ سعی  نکنید با افراد پارانوئید مقابله به مثل کنید زیزا این کار شرایط را بد تر می کند.

۳⃣سعی کنید رفتارهای حساسیت برانگیز نداشته باشید. البته طوری هم رفتار نکنید که انگار شما به طرز فکر و گمان های او باور دارید.

۴⃣ رابطه خود را در دیگر زمینه ها با شخص دارای اختلال پارانوئید تقویت  کرده و سعی کنید نظر او را در آن زمینه ها جلب کنید.

مثلا در گفت وگوهای معمولی و در موضوعات عادی سعی کنیم رابطه خوبی با او برقرار و رضایت خاطر او را فراهم کنیم

یا در مورد تصمیماتی که ربطی به سوء ظن او ندارد، با او هم اندیشی و هم فکری داشته باشیم.

۵⃣بهتر است برای جلوگیری از لوس شدن یا طلبکار بار آمدن بیمار، گاهی که از او ناراحت هستیم ؛

با توجه به مواردی که قبلا گفته شد و ربطی به موضوع سوءظن او ندارد، او را به نشانه اعتراض از برخی از آنها محروم کنیم.

اختلال شخصیت درون گرایی افراطی (اسکیزوئید)

فرد اسکیزوئید برای ایجاد روابط اجتماعی ظرفیت کمی دارد، نسبت به سرزنش و تحسین بی تفاوت است، نمی تواند با دیگران ارتباط صمیمی و گرم داشته باشد.

بیشتر از واقعیات ، با خیال مانوس است.

به عالم خیال و رویاهای شیرین روزانه خود وابستگی زیادی دارد، به آرزوهای خیال بافانه و ایده آلیستی زندگی می کند.

کمتر به واقعیات توجه دارد، قادر به پرخاشگری و احساسات خشمگینانه نیست

بیش از اندازه خوددار، گوشه گیر، رازدار و درونگرا است، به تفریح و بازی و شوخی و مزاح اهمیت نمی دهد.

اغلب فردی بی اراده گی، بی هدف، بی احساسا و تخیلی به نظر می رسد.

درجایی که لازم است از خود هیجان نشان دهد، نمی دهد.

عموما “فردی سرد است اگر فعال باشد دست به کاری می زند که موفقیت به دنبال ندارد”

مثلا شروع به طرح نقشه ای برای زندگی اش می کند که پیاده شدنی نیست.

یادست به نوشتن کتابی می زند که هرگز منتشر نمی شود و یا شروع به ساختن دستگاهی می کند که هرگز تکمیل نمی گردد

رویارویی با فرد اسکیزوئید

جالب است بدانید که این افراد ممکن است حس حمایت را در شما برانگیزند

و البته ممکن است شما به نوعی به کمک کردن به دیگران معتاد باشید و لذا به سوی این افراد جذب شوید.

و ممکن است بخواهید که به آنها کمک کنید و آنها را از این تنهایی نجات دهید

ولی از این واقعیت بی خبرید که آنها این تنهایی را دوست دارند و شما وارد یک رابطه یکطرفه می شوید که شخص مقابل هیچ علاقه ای به آن ندارد

و تقریبا می توان مطمئن بود که شانسی برای موفقیت نخواهید داشت.

پس سعی کنید روابطی که با این افراد برقرار می کنید بیشتر بر پایه منطق و محاسبه باشد تا احساسی

چرا که ارتباط عاشقانه ی دو طرفه و مداوم با این افراد ممکن نیست مگر آنکه این اختلال بر طرف شود.

اختلال اسکیزوئید در مردان بیش از زنان وجود دارد.

اختلال اسکیزوئید معمولا در کودکی شروع می شود و اختلالی ریشه دار است اما لزوما مادام العمر نیست..

اختلال شخصیت اسکیزو تایپال

فرد اسکیزو تایپ دارای نابهنجاری هایی در اراده، تکلم، تفکر و رفتار خود است ولی به آن صورت نیست که یک واکنش اسکیزو فرنیک حساب شود.

در محتویات فکر او اختلالاتی وجود داشته و دارای افکارمرموز و جادوگرانه و خرافی و تخیلات عجیب و غریب ذهنی است.

ممکن است دارای خطاهای ادراکی باشد، احساس پوچی و جدایی با واقعیات می کند، تکلم او بصورت مبهم و عجیب است،

احساسات و عواطف او کم و نامناسب است که اکثرا اختلالاتی در برقرار کردن رابطه با دیگران ایجاد می کند.

اختلال شخصیت نمایشی(هیستریونیک)

فرد هیستریونیک بسیار سرزنده، نمایشی، پرحرکت، نمایشگر، غوغایی، لجباز، مباحثه جو است

هنگام صحبت سروصدا کرده و اعضای بدن او مانند دست ها چهره بصورت غلوآمیز حرکت می کنند، همیشه در صدد جلب توجه دیگران است.

در بازی نقش ها خیلی اغراق می کند. اگر حادثه ای مثل آتش سوزی روی میدهد دست و پایش را گم میکند و موجب وحشت دیگران نیز می شود.

دائما به دنبال خوشحالی، لذت طلبی و هیجانات است ولی به سرعت نیز از آن بی حوصله و دلسرد می شود.

در روابط خود با دیگران آشفتگی هایی دیده می شود. خیلی زود دوست می شود ولی بعد از دوستی از خودش خود محوری توقع زیاد نشان می دهد.

بسیار تلقین پذیر بوده و به آسانی تحت تاثیر دستورات و پیشنهادات دیگران قرار می گیرد.

و ساده لوحانه به آنها اعتقاد پیدا می کند. از درد ها و مسائل جسمانی مانند سردرد شکایت میکند و گاهی نیز احساس پوچی می کند.

اختلال شخصیت خودشیفته(نارسیسیسم)

خودشیفته و خودپرست، خود را خیلی بزرگ، ارزشمند، مهم، شاخص و بی‏همتا می پندارد. در حقیقت عاشق خود است.

میل شدیدی دارد که خودنمایی و جلب توجه دیگران را نموده، مورد تحسین دیگران واقع شود. دیوانه وار به حفظ عزت نفس و غرور خود می پردازد.

همیشه خود را صاحب حق می داند.

در روابط فردی سعی در بهره کشی و استثمار دیگران دارد. با کسی احساس همدردی و صمیمیت و همدلی نمی کند.

چنان خودشیفته و خودپرست است که در حقیقت مجذوب و دیوانه خود می شود.

انتظار دارد دیگران به او خیلی احترام گذاشته و خدمت کنند ولی خودش را موظف به پاسخگویی  به محبت و خدمت نمی داند.

عزت نفس او شکننده بوده و با یک شکست و عدم موفقیت شدیدا دچار احساس حقارت می گردد.

در عالم خیال همیشه خود را در حال کسب بیشترین ثروت و بهترین قدرت و استعداد زیبایی و عالی ترین عشق های ایده آلی می بیند.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

فرد ضد اجتماعی در رفتارهای خود به حقوق دیگران تجاوز می کند، سنت شکنی و قانون شکنی میکند.

به هیچ یک از رسوم اجتماعی و ارزهای اخلاقی پایبند نیست. بطور مداوم به شغل و حرفه خود ادامه نمی دهد.

در دوران کودکی و نوجوانی دارای صفاتی مانند مشاجره، دروغگویی، ناسزا گویی، دزدی و فرار از مدرسه و خانه است.

کم عاطفه است، قادر به احساس مسئولیت و یا قضاوت صحیح نیست، با جامعه بیگانه است. بنابراین همیشه در زحمت است.

در جوانی رفتار شدید جنسی از خود نشان می دهد. دست به شراب خواری و استعمال مواد مخدر می زند. پرخاشگرو ولگرد است.

دست به جرم جنایت می زند. با کسی دوست صمیمی نمی شود.

در بزرگسالی اکثر صفات خود را حفظ میکند. عقبت کارشان به زندان و محکومیت و مرگ می کشد. اکثرا از طبقات سح پایین جامعه هستند.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی به دو علت ژنتیکی و  محیطی وابسته است، یعنی هم صفات ژنتیکی در بوجود آمدن آن موثر است و هم محیط فرد.

اختلال شخصیت مرزی

فرد مرزی در بخشهای مختلف شخصیت خود دارای بی ثباتی است.

مثلا در روابط فردی  و خلق و خوی، خودپنداری خلق، غالبا بی ثبات بوده و از حالت طبیعی تا کج خلقی در نوسان است.

در “هویت” اختلال شدیدی وجود دارد که ممکن است بصورت آشفتگی و اختلال در تصویر خود، جنسیت خود، یا اهداف و ارزشها متجلی شود.

خودش تنهاست و دارای احساس مزمن پوچی و خلا و ملال است.

در روابط اجتماعی خود موفق نیست، اغلب نسبت به زندگی دیدگاهی بد بینانه دارد.

در موضع گیری و عقیده خود دچار نوسان و تغییر جهت زیادی می گردد.

اختلال شخصیت منزوی وکناره گیر(اَوُیدِنت)

فرد کناره گیر نسبت به طرد شدگی، تحقیر شدن و شرمندگی، حساسیت زیادی دارد.

فرد کناره گیر از برقرار کردن روابط اجتماعی و عاطفی با دیگران شدیدا می ترسد، زیرا فکر می کند که ممکن است بعدا طرد  شود.

وقتی با کسی دوست و صمیمی می شود که در مورد مقبولیت بی چون و چرای خود تضمین کافی داشته باشد.

به محبت و پذیرش از طرف دیگران نیاز شدیدی دارد ولی چون اعتماد به نفس کافی نداشته و دچار عقده حقارت است  با دیگران رابطه دوستی و صمیمی برقرار نمی کند.

فرد کناره گیر اکثرا مضطرب و افسرده بوده و نسبت به خود بعلت عدم لیاقت در روابط صمیمی و خشمگین است.

در روابط عاطفی، شغلی، اجتماعی و خانوادگی دچار مشکلات زیادی می گردد.

این اختلال شخصیت اکثرا در خانواده هایی بوجود می آید که نسبت به فرزندان خود بی احساس، بی تفاوت، گوشه گیر، خشن، بی علاقه و بی ارتباط هستند.

فرد کناره گیر بر خلاف فرد اسکیزوئید که گوشه گیر بوده و علاقه ای به برقراری روابط اجتماعی ندارد بسیار علاقمند و تشنه محبت و مقبولیت در نزد دیگران است.

اختلال شخصیت متکی (دیپندنت)

فرد متکی و وابسته، همیشه به دیگران وابسته است.

آنقدر ضعیف است که به دیگران اجاره می دهد در مورد مسائل مهم زندگی او تصمیم گیری کنند.

مانند یک بچه مطیع و سر به راه است. اعتماد به نفس و خود بزرگ یبنی ندارد. همیشه خود را خیلی حقیر و ضعیف و ناتوان می بیند.

استعداد ها  و توانایی ها و امکانات خود را ناچیز می شمارد.

فکر می کند که اگر به کسی متکی و وابسته نباشد حتما شکست می خورد و هیچ کاری از پیش نمی برد.

همیشه محتاج پشت گرمی و حمایت از طرف دیگران است.

از پذیرفتن مسئولیت و کاری که مستقلا باید انجام  دهد شدیدا اجتناب می کند.

قدرت مخالفت با افراد دیگر به ویژه افرادی که به آنها وابسته و متکی است را ندارد، نظریات آنان را بدون چون و چرا می پذیرد.

همیشه از طرد شدن، از تنها ماندن، از مسئولیت پذیری در ترس و وحشت است و در روابط خود موفق نیست.

مثلا زن متکی همیشه از ترس اینکه شوهرش او را طرد و ترک کند، زور گویی و خشونت و بد رفتاری شوهرش را تحمل میکند.

این اختلال شخصیت اکثرا در زنان دیده می شود.

اختلال شخصیت وسواسی

فرد وسواسی نمی تواند عواطف و هیجانات گرم و محبت آمیز از خود نشان دهد. کمال خواه،آرمان گرا و انحصار طلب است.

فرد وسواسی بسیار منظم، مرتب و پایبند اصول اخلاقی و وجدان خویش است.

در عقاید خود و در مورد اصول و استانداردهای اخلاقی و اجتماعی انعطاف نداشته، بسیار خشک و جدی و سخت گیر است.

اصرار دارد که دیگران در کارها از او تقلید کنند.

بیش از حد لازم به کار و فعالیت پرداخته، خوشی ها و تفریحات و  لذت های خود را فدای کار و فعالیت میکند.

آنقدر دقیق و منظم است که دیگران را ناراحت می کند.

نسبت به بالا دستان خود مطیع و فرمان بر و نسیت به زیر دستان خود سخت گیر و  سلطه طلب است.

در روابط فردی و اجتماعی خود همیشه در فکر این است که غالب و مسلط و مهم تر باشد.

تا مطیع و سازشکار. در برابر مسائل و تصمیمات دیدی وسیع و انعطاف پذیر ندارد.

مثلا اگر کسی یک کار او را انجام  دهد راضی نشده دوباره می خواهد همان کار را خودش تکرار کند.

این شخصیت شباهت زیادی به “بیماران وسواسی” دارد و ممکن است به “نوروز وسواس” دچار شود.

اختلال شخصیت مطیع-پرخاشگر

فرد مطیع-پرخاشگر در برابر وظایف اجتماعی خود و توقعاتی که جامعه از او در انجام وظایفش دارد مقاومت می کند.

ولی این مقاومت بطور غیر مستقیم صورت می گیرد.

نتیجه چنین رفتاری عبارت از بی کفایتی شغلی و اجتماعی است.

حتی زمانی که شخص می تواند لیاقت و کفایت بیشتری از خود نشان دهد.

وجه شباهت این اختلال این است که این فرد در حالیکه ظاهرا مطیع و منفعل است ولی باطنا و حقیقتا پرخاشگر و مهاجم است.

فردمطیع-پرخاشگر مقاومت و پرخاشگری خود را در کار و هنگام انجام وظیفه اش بصورت رفتارهایی مانند

کم کاری، تعلل، تنبلی، لجاجت، وقت کشی، فراموشی و عدم کارایی عمد نشان می دهد.

در کارهای شخصی و اجتماعی موفقیت خوبی کسب نمی کند.

نسبت به زندگی و آینده بد بین است و به این مسئله آگاهی ندارد که علت شکست و ناراحتی و مشکلاتش رفتار و شخصیت خودش است.

اختلال شخصیت پارانوئید (یا شخصیت بد گمان)

از مشخصات اصلی این شخصیت حساسیت زیاد، سوء ظن، عدم اعتماد جدی نسبت به مردم و محدودیت عواطف است.

فرد پارانوئیدسوء ظن زیادی دارد.

اگر کسی دلیلی بر غلط بودن سوء ظن او بیاورد ناراحت می شود، رفتارش مرموز است، همیشه در زندگی در حالت دفاعی می باشد.

از سرزنش و انتقاد اگرچه بجا باشد، ناراحت می شود.

به هیچ کس اعپطمینان ندارد و همواره در انتظار خیانت و ضربه زدن از طرف دیگران است.

همیشه در جستجوی انگیزه ها و مقاصد سوء و توطئه آمیز دیگران بوده، از رفتار عادی دیگران نیز منظور خاص  و بدی احساس می کند.

متعصب و جدی است احساسات و عواطف فرد سالم را ندارد. نمی تواند با دیگران رابطه صمیمی و عاطفی برقرار کند.

درباره ی admin

همچنین ببینید

,زندگي مشترک,سکس,ارتباط زناشويي,همسر ,,زندگي ,دختر و پسر ,ازدواج,خواستگاري,نامزدي,دوستي,دوستت دارم,عاشقانه,روانشناسي,روانشناختي

خوشحالی یعنی

خوشحالی یعنی خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که درد و رنج و سختی و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *